اینجا، 539L است! (بخش اول)

نمی‌دانم ناگهان چه شد که درست وسط انجام آن همه کار عقب افتاده، یاد این آهنگ افتادم!

پی‌نوشت: اینجا در 539L، عادتی داریم که بیشتر از خیلی از چیزها دوستش دارم! آن هم اینکه موقع شام یا ناهار که شده باشد، غذایمان را همراه با یک موسیقی صرف می‌کنیم! وحید، خیلی به معین علاقه دارد و از هر نوع آهنگی که زبانش را نفهمد بی‌زار است! من بیشتر ترجیح میدهم نامجو بشنوم یا چیزی از سنتی‌های خودمان! خلاصه، گاهی حتی دعوایمان هم می‌شود!

درباره علیرضا

بالاخره هر آغازی تنها ادامه ایست و كتاب حوادث همیشه از نیمه ی آن باز می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *