رادیــوبَــرگــْــ

سایه‌روشن: در بابِ پزشکی (4)

(4) همین الان، درست همین الانی که دارم می‌نویسم، استاد، در پس‌زمینه‌یِ رایگانِ اسکایپ، دارد راجع به چیزی صحبت می‌کند که همین امروز صبح، امتحانش را دادم و به قول بچه‌ها، کلک‌ش کنده شد. جالب است، نه! اینجا، اول از تو آزمون می‌گیرند، بعد تازه یادشان می‌افتد که خب، برای بیشتر چزاندن بچه‌ها چکار کنیم؟ کاری ندارد که، توی یک روز، دو راندِ بی‌خود برای‌شان می‌گذاریم، صرفا سمعی، بدونِ هیچ …

مطالعه بیشتر »

به بهانه‌یِ تولدِ « رادیــوبَــرگــْــ »

اگر منصفانه به چند سال اخیر نگاه کنیم، کارهای زیادی بوده‌اند که ناتمام، رهایشان کرده‌ام. حتی گاهی برای انجامشان، از چیزهای زیادی گذشته‌ام اما در انتها، به دلایل گوناگونی که غالبا واهی بوده‌اند، کارها را رها کرده‌ام و تا مدتی در رخوت غرق شده‌ام تا پروژه‌ای تازه، کاری جدید و دوباره ناتمام گذاشتن آن و این سیکل معیوب تا امروز ادامه پیدا کرده است. این که چرا اینقدر سست شده‌ام …

مطالعه بیشتر »