از پرچانگی‌ها

(1) از پرچانگی‌ها

پرده اول: یعنی همین است. مثلا هر چند وقت یک‌بار، به سرم می‌زند، دوباره از زمین و زمان ایراد می‌گیرم و تمامِ حرف‌هایم را سرِ یکی از رفقایِ گرمابه و گلستان، خراب می‌کنم. یعنی می‌خواهم بگویم، تهِ تهش همین است. مگر بیشتر از این از دستِ من برمی‌آید. مگر قدما، از دستِ اساطیر و دکاتر و اعزا برآمده است. مگر شده است که روزی از خوابِ نازِ صبحگاهی برخیزیم و …

مطالعه بیشتر »