آرشیو ماهانه: مارس 2020

(11) ای کاش…

پیش‌نوشت: این روزها، هجوم بی‌سابقه‌ی بیچارگی بر سرمان آنقدر ما را به تجدید نظر در فکرهای هزار و یک شب‌مان کشانده است که گاهی به این فکر می‌کنم، نکند تمام آدم‌هایی را که می‌شناخته‌ام، پس از پایان این حجم از دیوانگی، دیگر نشناسم! از طرفی، این خانه‌نشینی اجباری (که البته برای من، یک خوابگاه‌نشینی خودخواسته است)، نقش وسایل ارتباطی را برایمان پررنگ‌تر کرده است؛ چه آنکه تنها راه کاستن از …

مطالعه بیشتر »

یک هرزگی بی‌حد و حصر

ساعت 04:30 صبح چهارشنبه 13‌ ام اسفند 98 است و من، درمانده‌تر از هر زمان، ناخودآگاه، دست به کاری زده‌ام که اکنون، هیچ رغبتی به آن ندارم: نوشتن! نوشتن، هیچ وقت برای من مسئله نبوده است! اهمیت خاصی نداشته و ندارد! منکر روزهایی که به نوشتن داستانی بلند یا یک اتوبیوگرافیِ طویلِ زندگی خاک‌گرفته‌ام فکر کرده‌ام نیستم، اما هیچ‌گاه، به آن به چشم چیزی خاص، نگاه نکرده‌ام! هیچ‌گاه، برای من …

مطالعه بیشتر »

دلم گرفته ای دوست!

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با منگر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا مننه بسته‌ام به کس دل، نه بسته دل به من کسچو تخته پاره بر موج، رها… رها… رها… منز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیکبه من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی، …

مطالعه بیشتر »