چه باشد، اگر، مرگ در من بروید؟!

پیش‌نوشت:
خیال نمی‌کنم نوشتن از چیزی که در ادامه خواهد آمد، اصلا ضرورتی داشته باشد. اما شاید، نوشتن، برای بخشی از جامعه‌ای که اعتقاد راسخی به این حرف‌های صد من یک غاز دارد، بد نباشد. حالا این که آیا همان بخش، اصلا اعتقادی به این خواندن‌ها دارد، خودش جای بسی پرسش است.

«خرج سفر اسپانیا را نداشتم، پیشنهاد بارسا را رد کرده‌ام»! (+)

این جمله، چشمم را گرفت! آن هم در میان صدها تیترِ جذاب‌تری که هر روز، میهمانِ Varzesh3 هستند. این جمله، و دیگر هیچ!

آن هم درست در جایی که هزاران مسئله‌ی شگفت‌انگیز، در رخداد است و هیچ چیز، شاید به جرات بتوان گفت، هیچ چیز، نمی‌تواند شعفِ جذاب‌تری در میانِ جامعه برانگیزد.

اما حکایت، حکایت غریبی نیست! چیزی که شاید از بدو خلقتِ آدم، تا روزِ آخری که قرار است بر این سیاره‌ی خاکی، به کشت و کشتار مشغول باشیم، هر روز و هر روز، از دمِ نظر می‌گذرد بی‌آنکه رنجِ عظیمی بر قلب‌هامان بیافزاید.

داستان ساده است:

پسرکی، با رنجِ بسیار، تبدیل می‌شود به بهترینِ زمانه‌یِ خود و بعد، نداشتن، آن‌هم نداشتنِ مشتی کاغذِ بی‌ارزش، می‌شود بلایِ جانش!

حالا باز بیاییم شعارهای قشنگ قشنگ بدهیم که با کار و تلاش، می‌توانی به هر کجایِ جهان برسی! بیاییم شومنِ تازه‌ای بسازیم و با حرف‌هایِ قشنگ قشنگ، قورابغه‌مان را قورت بدهیم، پدرِ بی‌پول‌مان را از میان برداریم و بعد، بوم! تو می‌شوی آن سرمایه‌دارِ خودساخته، آن کارآفرینِ هیچ‌ندار، آن جوانِ یک‌لا‌قبایِ روی‌ِپایِ‌خود‌ایستاده!

بگذریم. برویم کتابِ انگیزشی‌مان را بنویسیم، پولی به جیب بزنیم، وبسایت‌مان را مدیریت کنیم و مقاله‌هامان را چاپ کنیم!

بگذریم! بگذریم! بگذریم که دنیا، دنیایِ فرصت‌ها است و همه با هم برابریم؛ تنها بعضی برابر‌ترند!

7 دیدگاه

  1. به نظر من واقع گرایی بهتره تا منفی بافی یا مثبت اندیشی
    حرفای منطقی بهتر از حرفای انگیزشی
    چون تاثیرش طولانی مدته
    اما انگیزشی یه مدت کوتاه کمک کنندست

    • مشکل اساسی من با نوع حرف نیست!
      کسانی که حرف های انگیزشی میزنن همونقدر متعفن هستن که کسانی که حرف های منفی میزنن!
      حتی واقع گرایی صرف هم راه به جایی نمیبره!
      اساسا این مسئله که چرا انسان باید چشم به دهان بغل دستیش باشه تا با دوتا حرف (از هر قماشی که نمیخواد باشه: واقعی، منفی، مثبت) بلند شه و کاری بکنه، واسه من حل نشده است در عین حال که صدها مسئله ی روانشناختی تا الان واسش مطرح کردند که همشون جایگاه خودش رو داره! اما این عدم اختیار ادمی در فرار به سمت چنین مسئله ای خیلی منزجر کننده است.

  2. یه چیزی بگم ؟ درباره ی همین کتابا و مطالب انگیزشی که خب مخصوصا تو دوران کنکور زیادی باب شده و کم نمی‌شنویم ازشون از نظر من شاید درست باشن و شاید غلط ولی این سرمایه گذاری های هنگفت و درامدهایی که از همینا حاصل میشه خب یکم وجه ی بدتری بهشون داده و یه جورایی انگار که دارن با سرنوشت آدما باری میکنن و حرفاتو در این مورد قبول دارم ولی خب مخالف این موضوع هم هستم که بخوام زیادی منفی نگر باشم نسبت به زندگی، زندگی که شاید حتی هیچی ازشو نفهمم به عنوان کسی که هنوز توی خونه مامان باباشه و یه قرون پول خودش درنیاورده. به نظر من، به نظر من ها!
    فرق نمیکنه که چه ایده و نظری داری و داری با چه قانون و نظمی به زندگی و طبیعت نگاه میکنی
    درست و غلط نداره چون همه ما انسانیم و از قضاوت برای درست یا غلط بودن ناتوان
    فقط یه موضوعی هست تو با هر ایده و نظر و نگاهی که به اطرافت داری اگه خوشحالت میکنه و بهت امید میده برای جنگیدن، برای بهتر شدن و پیشرفت اگه با این نگاهت به دنیا حال میکنی و میتونی هنوز نقطه های مثبت دنیا و زندگی رو ببینی و از لذت های زندگی هنوز خودتو محروم نکردی باید بگم کارت درسته همینجوری برو جلو و دیدگاهتو به زور عوض نکن
    آره خب عادیه که ایده ات یا نگاهت آروم آروم و طی فرایند یادگیری مهارت ها و گوشه کنارای زندگی عوض شه بهترشه،  بدتر شه و مسلما هر چی بهتر درک کنی این دنیا و مردماشو شاید بیشتر غم بشینه به دلت ولی تا زمانی که میتونی از ته دلت بخندی و شادی رو درکنار غصه ها قبول کنی و حس کنی ،تو خوشبختی و داری راه درستی رو پیش میری.
    با این همه باید بگم همه اینا هم زاییده ی ذهن آشفته ی یه آدم ۱۸ ساله اس که شاید هیچی از زندگی حالیش نشه
    پس اصلا بیخیال😅

  3. سلام خسته نباشید
    سوالی داشتم ازتون
    من امسال میخوام انشالله کنکور بدم
    علاوه بر مرور مکرر زیست چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
    و همچنین راه کاری برای درس فیزیک
    متشکرم

    • سلام
      اگر آدم باحوصله ای هستین، از لایتنر واسه مرور زیستتون استفاده کنید.
      واسه فیزیک هم تبعا سوال زیااااد حل کردن جوابه.

  4. جمله اخر منو یاد یه ترجمه ی خوب از کتاب قلعه حیوانات انداخت و صد رحمت به ان معلمی همه مان مجبور به خوندن اون کتاب کرد.
    و اما جمله:
    گوسفند ها رای دادن را خوب یادگرفته بودند ولی خواندن و نوشتن را نه
    ولی در بع بع کردن هماهنگ بودند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.