جستار نخست: در بابِ یادگیری

خوب به یاد دارم که در آن سال‌ِ آخری که خودمان را برای کنکور تکه‌تکه کرده بودیم، یکبار دایی‌ام جمله‌ای به من گفت که همیشه از آن می‌ترسیدم: مطالعه‌کردن برای‌ت تبدیل به یک عادت نشود؛ فردا روزی، چیز جذاب‌تری به سراغت می‌آید و قید همه چیز را می‌زنی!

شاید معنای این جمله را حالا بعد از 5-6 سال، عمیقا فهمیده باشم- حالا که از تمامِ چیزهایی که سابقا ملجا من بودند، به قدر یک کهشکان فاصله گرفته‌ام. آن هم در میانِ انبوهی از جوِ تشکیلِ عاداتِ مطالعاتی که دائما تو را با آزمایش‌ها و نتایجِ تجربی‌شان به چالش می‌کشند و سعی دارند از مسیرِ تشکیل عادت‌ها، خواندن و مطالعه را برای‌مان، به امری نهادینه اما با آگاهیِ کم‌تر تبدیل کنند- اگرچه ادعایی خودشان، در ظاهر چیز دیگری است.

هرچند تمامِ این روش‌ها غالبا جوابگویِ نیازِ انسان هستند و در کاربردی‌بودن‌شان تا حد خیلی زیادی شکی نیست‌ اما همیشه، از واژه‌یِ عادت، ترس داشته‌ام.

عادت، اگر حتی ادعا کنیم که وجه تکراری‌بودنش، در کناری ملالی که به همراه می‌آورد قابل چشم‌پوشی و تحمل باشد، باز هم یک چیزی را از زندگی انسان حذف می‌کند و آن جذابیتِ خرقِ عادت و تازگیِ همیشگی است.

هرچند این ادعا که عادت کردن، از تازگیِ امر می‌کاهد، ادعای بزرگی است اما تجربه‌یِ خیلی خیلی شخصیِ من لااقل اینگونه حکم می‌کند که یادگرفتن، بدونِ لذت بردن از مسیرِ یادگیری و موضوع مورد بحث، اگر صرفا از رویِ عادت باشد، نظیرِ صفحه نمایشی که از رویِ عادت، همه چیز را نشان می‌دهد- چه یک موجود فلسفی و چه یک تراژدیِ غم‌انگیز را، هیچ ارزشی ندارد.

اساس این ادعا بر اصل کوتاهی عمر و حکمِ بر لذت بردن از هرچی است. همین می‌شود که به شخصه، در پاره‌ای از روزها، تعمدا، مطالعه نکردن را بر مطالعه‌ای از رویِ عادت ترجیح داده‌ام. همین است که اوضاعِ من، از دیدِ خودم تا این حد اسفناک است.

البته این ادعایِ بزرگی است و صرفا گفتنش در اینجا، دلیلی بر کارآمد بودنش برای هیچکسِ دیگری نیست. اما به نظرِ منِ نوعی، درگیر شدن در منجلابِ برنامه‌ریزی‌هایِ بی‌سر و ته، اپلیکیشن‌های افزایش بهره‌وری و روش‌هایِ پیچیده یادگیری، نه تنها هیچ سودی ندارد که بر سردگمی آدمی هم می‌افزاید- البته که هیچ چیز به خودی خود مضر نیست و همه چیز به میزانِ استفاده‌یِ شخصی بازمیگردد.

مخلص کلامِ اینکه یادگیری، باید برایِ خودِ یادگیری باشد؛ به خاطرِ خودِ مامِ علم! و از نظرِ من، هر نوعِ یادگیریِ دیگری، چه از روی‌ِ اجبار، چه از رویِ هوس و چه از رویِ عادت، تنها کوششی است نابخردانه که اگرچه اثراتِ مثبتِ بلند مدت نیز در پی دارد، اما آن اصلِ نهاییِ لذت بردن در عمری به کوتاهیِ یک زمستانِ سرد را نادیده گرفته است.

2 دیدگاه

  1. قربانت :))

  2. چه قشنگ گفتی👌🏻

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.